بخاطر بسپار

به لحظه لحظه اين روزهاي سرخ قسم

كه بوي سبزترين فصل سال مي‌آيد

محبوب ترین ها
صفحه اصلی arrow لیست کلی arrow اجتماعي arrow گمشده اين شهر شلوغ

گمشده اين شهر شلوغ چاپ ارسال به دوست

براي شما نيز شايد اين اتفاق رخ داده است كه مثلا در يك صبح بهاري شايد هم زمستاني كه فرقي در اصل ماجرا ندارد به عنوان يك شهروند تهراني قصد كنيد براي رسيدن به مقصد مشخص مثل مــحل كار ، تحصيل و ... از وسيله اي به نام "تاكسي " استفاده كنيد.

راهي خيابان مي شويد چشم مي چرخانيد شهر بيش از بيش شلوغ است ايستگاه اتوبوس را باجمعيت چند صد نفري به انتظار اتوبوسي باگنجايش كمتر از 50 نفر پشت سر مي گذاري و به دنبا ل ايستگاه تاكسي مي گردي اما هر چه پيش رويت نمايان است انواع و اقسام تابلوها با عناوين حمل با چرثقيل ، پارك ممنوع و توقف ممنوع به چشم مي خورد ، بالاخره يك ايستگاه تاكسي رخ نمايان مي كند كه كــــمي پائين تر از نوشته پررنگ ايستگاه تاكسي با خط نازك تري مبدا و مقصد نيز روي آن حك شده است . سوار  مي شوي خوشحال از اين كه به تصور غلط ديگران يافتن تاكسي كار چندان مشكلي نيست . بعد از ده دقيقه معطلي عاقبت راننده رضايت مي دهد با پنج مسافر حركت كند! اما او قبل از حركت رو به مسافرين كرده و با صداي  بلند مبلغ كرايه را اعلام مي كند . تو اعتراض مي كني كه دو چهارراه بالاتر پياده مي شوي ، راننده با خونسردي مي گويد اين كرايه تا رسيدن به مقصد است به ناچار پياده مي شوي جمعيتي به طور سرگردان در ميانه خيابان ايستاده اند و هر كدام مسيري را فرياد مي زنند كه مقصد تو نيز در لابلاي اين فريادهاست ، خودرو اي از راه مي رسد بي توجه به مسافرين مي گذرد كمي بالاتر توقف مي كند چراغ مي زند مسافرين خسته به سوي خودرو كشيده مي شوند تو نيز با آن ها هم قـــدم مي شوي . اولين ، دومين شايد هم دهمين باراين صحنه تكرار مي شود . بالاخره تو نيز ســـــــوار تاكسي مي شوي يك پا داخل خودرو پا ديگر بيرون كه خودرو از جاي خود كنده مي شود راننده فرياد مي زند زود باش سوار شو تا جريمه نكردن .
هنوز در صندلي نه چندان راحت خودرو جا به جا نشده اي و راننده مسير كوتاهي را طي نكرده است كه از پنجره به خيابان نگاه مي كني ترافيك سنگيني شكل گرفته است. خودروهاي اسير در بند ترافيك براي رهايي فقط ضربه بر سر بوق بيچاره مي زنند و تو نيز فرار با پاي پياده را بر مـــــاندن ترجيح مي دهي .
تنها صد ايستگاه
ابر شهر تهران با بيش از 10 ميليون نفر جمعيت روزانه پذيراي 2 ميليون و 500 هزار اتومبيل است كه از اين تعداد سهم تاكسي ها حدود 40 درصد است در حال حاضر حدود 35 هزار دستگاه تاكسي در سطح شهر تهران مشغول به فعاليت هستند كه علاوه بر اين ، حدود 100 هزار وسيله نقليه شخصي نيز مبادرت به جابه جاي مسافرين مي كنند.
بنابراين با اين حجم بالاي تاكسي ها و مسافركش هاي شخصي و در كنار آن نارسائي هاي موجود در سيستم حمل و نقل شهري مثل فرسوده و ناكافي بودن ناوگان اتوبوسراني و ناشناخته بودن نسبي مترو بايد گفت تاكسي ها سهم سنگيني در حمل و نقل مسافرين دارند و تاكسي به عنوان وسيله نقليه عمومي با حجم كم با استقبال بسيار فراواني از سوي شهروندان مواجه است اما متاسفانه در همين سيستم نيز نارسائي هاي فراواني به چشم مي خورد ، نارسائي هاي كه براي حل آن شايد نياز به زمان و كارشناي بالا است اما در اين ميان يك نارسائي جدي وجود دارد كه كمتربه چشم مي آيد يعني همان نبود يك تعريف كامل و جامع از "ايستگاه تاكسي" است .
در همين رابطه يك كارشناس سازمان مديريت و نظارت بر تاكسيراني مي گويد در حال حاضر به ازاي 30 هزار تاكسي موجود در سطح شهر تنها 100 ايستگاه تاكسي وجود دارد.
وي تقسيم بندي تاكسي ها را اين گونه شرح مي دهد : ما در حال حاضر در سطح شهر 3 نوع تاكسي داريم كه نوع اول و شايد قديمي ترين آن مربوط به تاكسي نارنجي است كه به آن تاكسي گـــــــردشي مي گويند كه رانندگان اين تاكسي ها موظف به ارائه خدمات به مسافرين در كل شهر هستند. نوع دوم تاكسي خطي ها هستند كه اين نوع تاكسي ها در خطوط معين مسافرها را جابجا مي كنند و آخرين آن تاكسي تلفني ها هستند كه اين نوع تاكسي ها بيشتر مفهوم تاكسي را رعايت مي كنند چون در اكثر نقاط دنيا تاكسي سفرش را با يك مسافر از مبدا شروع و بدون توقف در مقصد به اتمام مي رساند .
اين كارشناس تاكسيراني در ادامه مي گويد : از صد ايستگاه موجود در سطح شهر تهران تنها ده ايستگاه به تعبيري براي تاكسي هاي گردشي در نظر گرفته شده است چون ماهيت خدمت تاكسي گردشي طوري است كه براي آن ايستگاه در نظر گرفته نشده است. تاكسي گردشي مجاز است در تمامي شهر مسافرها را جا به جا كند چون اگر در يك مسير مشخص اين كار را انجام دهد ديگر يك تاكسي گردشي محسوب نمي شود و راننده اين تاكسي گردشي مي تواند با مراجعه به سازمان تاكسيراني در خواست تغيير وضعيت بدهد.
گناه ما چيست
شايد شما نيز با اين حرف موافق باشيد كه "تاكسي گردشي" نياز به ايستگاه ندارد اما در گذر از چند خيابان به طور حتم شما نيز به اين نكته مي رسيد كه نيمي از ترافيك شهر تهران ناشي از پارك هاي دوبله و توقف هاي نادرست تاكسي ها براي پياده و سوار كردن مسافرين است . اما آيا  در اين ميان تاكسي ها مقصر هستند يا اينكه به علت نبود ايستگاه مشخص براي توقف صحيح اين بـي نظمي شكل مي گيرد .
پاسخ اين سوال را مي توان با پرس و جو از رانندگاني دريافت كه از طلوع آفتاب تا غروبش در گوشه گوشه اين شهر بزرگ براي پياده و سوار كردن مسافرين بيش از صدهابار توقف كرده و بار ديگر حركت مي نمايند.
"علي ولي " يكي از هزاران راننده تاكسي در شهر تهران است اما تاحدودي متفاوت او مي خواهد به قانون احترام بگذارد اما مي گويد وسيله اين اجرا وجود ندارد . به نظر او نبود ايستگاه تاكسي در سطح شهريك كمبود جــدي است و شايد يك دردسر بزرگ براي رانندگان تاكسي ، براي اثبات گفت هايش برگه هاي جريمه را نشان مي دهد كه همگي به خاطر توقف ممنوع بوده است.
 او مي گويد : ما مي خواهيم مسافرها را در سطح شهر جابجا كنيم اما جاي مشخصي براي توقف نداريم چرا كه سر تا سر خيابان مملو از تابلوها توقف ممنوع و پارك ممنوع است كه به تازگي با اجراي طرح ميادين تابلو حمل باجرثقيل نيز به اين تابلوها اضافه شده است .
به اعتقاد اين راننده تاكسي وضعيت رانندگان خطي مشخص است چرا كه در ايستگاه معين خود به انتظار مسافر مي مانند و با تكميل شدن ظرفيت شروع به حركت مي كنند اما حمل و نقل مسافرين توسط تاكسي هاي گردشي وضعيت بسيار آشفته اي دارد چرا كه هنوز رانندگان تاكسي هاي گردشي نمي دانند ايستادنشان زير چنين تابلوهاي ممنوع است يا آزاد.
وي هم چنين در ادامه مي گويد : من مي خواهم قانون را رعايت كنم اما سوالم اين است چگونه اين كار را انجام دهم بـــــراي من مهم است كه قانون اجرا شود چرا بايد من و امثال من روزانه به علت نبود قانون جريمه بشويم . من مي دانم ايستادن من زير تابلو جريمه دارد و كار مامور نيز براي نوشتن برگه جريمه درست است اما اگر توقف نكنم مسافر را چگونه پياده و ســـــوار كنم ، اگر مـــــــامور نيز جريمه نكند او نيز از قانون تخطي كرده است پس تكليف ما و اين مامورها را چه كسي روشن مي كند. يك روز ايستادن يك جا ممنوع است فردا مامور عــــــوض مي شود همان جا ايستادن آزاد است. در تمام روز بايد با دلهره مسافر را پياده و سوار كنيم، گناه ما چيست كــــــه راننده تاكسي شده ايم .
ميدان سرگرداني
در نيمه هاي يك روز پائيزي در يكي از ميادين مركزي شهر آشفتگي شديدي نظرت را جلب مي كند كمي پائين تر از ميدان، تاكسي خطي ها با بي نظمي تمام ايستاده اند و رانندگان هر كدام مسيري را فرياد مي زنند و در لابلاي اين خودروهاي خطي موتورهاي نيز به چشم مي خورد كه صاحبانشان مرتب تكرا مي كنند "موتور سريع " و در اين آشفته بازار آن چه كه بيشتر از همه جلب توجه مي كند جمعيتي سرگردان است كه در ميان انبوه خودروها و موتورها در ناامن ترين حالت براي سوار شدن به خودرويي از اين سو به آن سو كشيده مي شوند.
"پريسا امامي " يكي از همين مسافرها مي گويد : من دانشجو هستم و مجبورم براي رفتن به كلاسم حداقل در هفته چهار بار به اين ميدان مراجعه كنم اما باور كنيد حاضرم كل شهر را دوربزنم تا گذرم به اين ميدان نيفتد.
وقتي دليلش را مي پرسم با دست به مسافرها و خودروها اشاره مي كند و با عصبانيت مي گويد: دليل از اين واضح تر كه يك جاي مشخص وجود ندارد كه مسافر سوار خودرو بشود ، خطي ها نيز كه براي سوار كردن مسافرها مرتب با هم دعوا و بحث دارند مثل اينكه مسافر يك شي بي جان است كه به هر طرف خواستند پرتابش كنند. حالا باهمين  وضعيت سوار همين خطي ها نيز بشوي اكثريت كرايه كل مسير را مي گيرند مگر يك دانشجو چه قدر در آمد دارد كه هر روز به جاي كرايه 50 تومني  200 تومن بپردازد.
اين دانشجو درادامه مي افزايد: بايد غير از خطي ها تاكسي هاي معمولي نيز بتوانند به راحتي مسافر سوار كنند اما به علت وجود تعدادي مامور و نبود تابلوي براي توقف اكثر تاكسي ها با سرعت از ميدان مي گذرند و اگر تاكسي نيز نگاه دارد آن كسي مي تواند سوار شود كه خيلي زرنگ باشد و در اين ميان تنها دو وسيله براي سوار شدن باقي مي ماند يا موتور يا همين مسافركش هاي شخصي كه اكثر مواقع عليرغم ميل باطنيم مجبور هستم سوار همين خودروها بشوم و تا رسيدن به مقصد از صداي بلند نوارشان سرسام بگيرم اما جرات اعتراض را نداشته باشم . 
تاكسي هاي فراموش شده
چرا من با داشتن مجوز از تاكسيراني و حداقل 30 سال سابقه  كار در اين حرفه نمي توانم به راحتي در ميادين و خيابان هاي اين شهر مسافر سوار و پياده كنم اما اين مسافركش هاي شخصي و حتي موتورها به راحتي مسافرهاي ما را سوار كنند بدون اينكه كسي به آن ها اعتراض كند .
 اين گفته هاي يكي از رانندگان تاكسي است كه دريك  مسير كوتاه با او همسفر مي شوم او در پاسخ به اين سوال كه آيا به نظر تان  تاكسي هاي گردشي نياز به ايستگاه دارند مي گويد : من از شما مي پرسم وقتي 90 درصد از خيابان ها تابلو ايستادن ممنوع دارد نبايد به فكر يك ايستگاه باشند تا وضع راننده تاكسي ومامورها روشن شود. چون هنوز من متوجه نشدم كه كار من اشتباه است يا كار آن مامور كه جريمه مي نويسد. من مي خواهم مسافر سوار كنم اما جاي مشخصي ندارم بعضي وقت ها مجبورم زير تابلوهاي ممنوع براي لحظه اي توقف كنم تا مسافر سريع پياده شود و گاهي اوقات به خاطر نبود حتي يك وجب فضاي خالي دوبله پارك مي كنم و از شانس بد، مسافر نيز در لحظه پياده شدن پــول درشت مي دهد و تا من بقيه پول را حساب كنم به خاطر ايستادن نادرست ناخواسته ترافيك به وجود مي آورم و در اين ميان ماموري  نيز از راه مي رسد و مرا به خاطر كرايه 50 توماني 5 هزارتومان جريمــــــه مي كند و من حق اعتراض ندارم چون نحوه ايستادن من اشتباه بوده اما آخر كجا اين شهر براي من و هزاران  نفر مثل من يك ايستگاه تعيين كرده اند.
ايــــــــن راننده تاكسي بـــه كاپوت خودرواش اشاره مي كند كه در چند جاي مختلف فرو رفته است و مي گويد : به خاطر سوار كردن مسافر در كنار ايستگاه خطي ها ماشينم رابه اين روز در آورده اند چون سوار كردن مسافر به نظر آن ها در محدوده شان غير قانوني است .
او مي گويد: راننده خطي شدن نيز خيلي شانس مي خواهد چون همه جا پـــراز مسافر نيست مثلا خط سيد خندان ولي عصر جزو خط هاي پر مسافر است و بسياري از رانندگان مايل هستنددر اين خط كار كنند اما امكان كار براي همه ميسر نيست .
او در حاليكه از شرايط موجود بسيار گله مند است مي گويد بسياري از همكاران من به جاي سروكله زدن در خيابان ها  در بعضي از شركت ها به عنوان راننده ثابت استخدام شده اند يا سرويس مدارس راگرفته اند و فكر مي كنم حق دارند چرا كه وقتي مي بينند مسافركش هاي شخصي با درست كردن قلمرو و پشتيباني افراد به خصوصي اقدام به مسافركشي غير قانوني مي كنند و روز به روز عرصه كار را براي رانندگان تاكسي تنگ تر مي كنند بهتر است اين رانندگان جذب مراكز ديگر بشوند.
او هم چنين اضافه مي كند كه خيلي تاسف آوراست كه موتورسواران بي دغدغه مسافر در سطح شهر جابجا كنند ولي من نوعي بعد از 30 سال سابقه كار هنوز به خاطر نبود يك قانون درست بايد با دلهره و سرگرداني در شهر مسافركشي كنم .
مي پرسم آيا بعد از اجراي طرح ميادين  مشكلات شما كاهش يافته است كه او مي گويد : اين طرح باعث شد خيلي از ايستگاه ها در سطح شهر جمع آوري شود و جاي آن تابلوهاي توقف ممنوع و حمل با جرثقيل نصب شود اين طرح در ظاهر ميادين شهر را تا حدودي از ترافيك خلوت كرده است اما متاسفانه باعث شده كه بار ترافيكي از ميادين به نقاط ديگر شهر كشيده شود.
او درادامه مي افزايد: به نظر من بايد قبل از هر تقاطع غير از ايستگاه هاي موجود براي خطي ها ايستگاهي نيز براي تاكسي هاي گردشي در نظر گرفته شود تا بلكه اين وضعيت آشفته تا حدودي سروسامان بگيرد.
در رابطه با طرح ميادين "كرداري " كارشناس سازمان مديريت و نظارت بر تاكسيراني مي گويد: به نظر من طرح ميادين جزو طرح هاي موفقي است كه من شخصا با اجراي آن موافق هستم چون سال ها بود كه روي نحوه  حمل و نقل كار نظارتي صورت نگرفته بود البته اين طرح زماني صد در صد جوابگو  خواهد بود كه در كنار آن معضلات جابجا كردن مردم در ميادين نيز گره گشايي شود.
تاكسي منحصر به فرد
يك كارشناس ترافيكي اعتقاد دارد كه سيستم حمل و نقل هيچ  جاي دنيا همانند ايران نيست او مي گويد هر چه كشورها توسعه  يافته تر باشند معظلات ترافيكي آن ها به مراتب كمتر است در تهران سيستم حمل و نقل بسيار آشفته و دچار يك هرج و مرج شديد است ما به ميزان كافي وسايل عمومي نداريم يعني بين تقاضا و عرضه اختلاف شديدي وجود دارد سيستم تاكسيراني ما در تمام دنيا منحصر به فرد است چون سوار كردن چندين مسافر با هم يك هنجار است ما بايد به سمتي برويم كه تقاضا سفر با مترو و اتوبوس را افزايش دهيم و در كـــــــنار آن وضعيت آشفته تاكسي ها را نيز سامان دهيم و با تعيين ايستگاه هاي دقيق براي پياده و سوار كردن مسافرين در سطح شهر به گونه اي  جدي شهر رااز اين وضعيت نجات دهيم ، چون در حال حاضر نه تنها تاكسي هاي ما وضعيت نابسماني دارند بلكه در كنار اين تعداد هزاران مسافركش شخصي نيز مشغول به كار هستند كه باعث شده اند اين بازار هر چه بيشتر بي نظم تر شود .
در زمينه مسافركش هاي شخصي نيز يك كارشناس سازمان تاكسيراني مي گويد: متاسفانه در ده سال اخير شاهد ازدياد مسافركش هاي شخصي هستيم كه سازمان با اين پديده به طور صد در صد مخالف است اما تا ساماندهي دقيق صورت نگيرد نمي توانيم كاري انجام بدهيم چون جاي كه تقاضاي مردم براي استفاده از خودرو زياد است اما عرضه به تنهايي جوابگو ي اين تقاضا نيست يعني همان ناوگان اتوبوسراني و مترو ناخواسته مردم  به سوي استفاده از مسافركش هاي شخصي مي روند و از طرفي به علت نبود شغل مناسب بسياري از مردم و خصوصا جوانان با تهيه خودرواي ارزان قيمت به سوي مسافركشي كه يك شغل پر درآمد نيز محسوب مي شود جذب مي شوند البته راهنمايي و رانندگي تا حدودي با اين پديده مسافركش هاي شخصي مبارزه كرده است اما شايد به  علت ناكافي بودن نيروي انساني و ازديا بيش از حد مسافر كش ها اين گون به نظر مي رسد كه هيچ كس با مسافركش هاي شخصي برخورد نمي كند و آنها آزادانه در سطح شهر مبادرت به جابجاي مسافران مي كنند.
اين كارشناس در پاسخ به اين سوال كه آيا تاكسراني روي عملكرد مسافركش هاي شخصي نظارت دارد مي گويد: تاكسي گردشي ، تلفني و خطي يا همان راهي زير نظر تاكسيراني هستند هر چند در ابتداي شكل گيري مسافركش هاي "راهي" اين مجموعه زير نظر راهنمايي و رانندگي اداره مي شد كه به خاطر نابساماني بعد از مدتي اداره آن زير نظر تاكسيراني قرار گرفت اما در مورد مسافركش هاي شخصي بايد گفت تا زماني كه اين افراد به سازمان مراجعه نكنند و تحت پوشش قرار نگيرند تاكسيراني نمي تواند روي آنها نظارت داشته باشد البته مسافركش هاي شخصي مي توانند با مراجعه به سازمان و گذراندن مراحل قانوني عضو اين سازمان بشوند.
 اين كارشناس هم چنين در مورد ايستگاه هاي تاكسي مي گويد : در ابتدا باديد مفهوم تاكسي را روشن كنيم و بعد در مورد ايستگاه هاي مورد نياز آن بحث جدي و دقيق صورت بگيرد ، مثلا در ميدان رسالت نياز به ايستگاه تاكسي شديدا احساس مي شود ولي ابتدا بايد فضا از طريق شهردار در اختيار ما قرار گيرد بعد سازمان حمل و نقل ترافيك با كمك راهنمايي و رانندگي روي اين فضا كار كارشناسي انجام دهند و بنا به تقاضاي سفر در منطقه مذكور مبادرت اجازه احداث ايستگاه را صادر كنند.
وي در مورد طرح هاي سازمان تاكسيراني مي گويد: در حال حاضر سازمان تاكسيراني سه برنامه كوتاه،ميانه و درازمدت را در دست دارد كه در زمينه ايستگاه هاي  تاكسي قرار است مكان يابي علمي صورت بگيرد به اين صورت كه ايستگاه از نظر موقعيت فضا، بار ترافيكي و تقاضاي سفر بررسي و ظرف شش ماه آينده مدل علمي آن آماده و  به طور آزمايشي در يك منطقه خاص اجرا مي شود.
***
زندگي در پايتخت ده ميليوني كشورمان مثل حلقه اي است كه روز به روز تنك و تنكتر مي شود و گريز از اين حلقه جز با تدبير و برنامه ريزي دقيق صورت نخواهد گرفت چرا كه تنها گفتن و عمل نكردن گره كوري از مشكلات اين ابر شهر عظيم را حل نخواهد كرد . در مورد تاكسي و معضلات آن نيز طرح هاي بسياري عنوان شد كه تنها در حد يك حرف باقي ماند وهيچ گاه به عمل نزديك نشد مثل طرح استفاده از تاكسيمتر ، نوسازي وضعيت ظاهر تاكسي هاو موظف كردن رانندگان به سوار كردن يك سرنشين در جلو خودرو و ده ها طرح ديگر اما با اين حال شهروندان تهراني به اجراي چنين طرح هاي همچنان اميدوارند.

 
 
منوی اصلی
صفحه اصلی
روزنوشت
گزارش
مصاحبه
لیست کلی
خبر خوانها
لینکستان
جستجوی پیشرفته
تصاوير ديدني
khatami(4).jpg
 
 
 

.استفاده از مطالب در صورت ذکر آدرس سايت و نام نويسنده مجاز است
©2007 All rights reserved (Powered by: Mambo)